Iranian Cultural Association in the Netherlands

چرا کسانی که دوستشان داریم، آزار می دهیم؟

اگر چه این متن طولانی شد و برای خواندن، مقدار وقت بیشتری باید صرف شود. اما من نهایت سعی ام را کردم. امیدوارم که مورد توجه قرار بگیرد و مفید واقع شود.  

انسانها یکدیگر را دوست دارند ولی  نمی توانند بدون  برخورد  های عصبی در کنار یکدیگ ازرابطه شان لذت ببرند، نمی توانند نیاز های عاطفی یکدیگر را بر آورده کنند. یا اینکه در موارد ضروری، غمها و یا سختی ها  به همدیگر یاری دهند و مرهم غم و اندوه هم باشند. چرا با توجه به این که  دو نفر همدیگر را دوست دارند و از خواست مثبت و انسانی برخوردار ند، موجب آزار یکدیگر میشوند. چرا  از هر وسیله و یا سو تفاهمی، به اتهمات و سرزنش یکدیگر می پردازند. چگونه میتوان یک رابطه سالمی که همراه با دوست داشتن است، ادامه داد و همه عوامل باز دارنده و مخرب را خنثی نمود؟

در زیر بصورت مختصر به این مهم می پردازم:

انسان برای زندگی نیازمند انرژی است.  یعنی همه پدیده ها برای حیات خویش نیازمند انرژی هستند.خوردن، آشامیدن عشق دوست داشتن منبع انرژی انسانها هستند. خوردن و آشامیدن انرژی مادی ما را تامین می کنند. عشق، دوست داشتن و ارتباط عاطفی منبع انرژی های معنوی و احساسی ما هستند. ارزش گذاشتن به کار های مثبتی که برای یکدیگر انجام میدهیم، قدردانی از آنها و احترام متقابل به خواستها و نیاز های یکدیگر، تولید کنند ه انرژی های شایان توجه ای هستند. چرا از آنها امتناع میورزیم؟

انسانها نیازمند توجه اجتماع هستند ،تا با یک احساس خوب و یک هویت تثبیت شده از جایگاه مثبتی در جامعه برخوردار باشد.

چگونه باید انرژی های لازم را کسب نمود ، بدون اینکه آزاری به دیگران برسانیم . آیا باید انرژی را از دیگران کسب نماییم و یا با هر شیوه ای از دیگران دزدی کنیم بدون اینکه به آن تسلط داشته باشم. آیا برای کسب انرژی لازم ، باید به خود متکی بود و بر آن تسلط داشت؟ راهای کسب انرژی لازم، بدون وابستگی به دیگران و حتی آنهایی را که دوست داریم، کدام هستند

منظورم از انرژی در این مقاله ، در مورد انرژی در مانی نیست و یا جادو جنبل های انتقال انرژی توسط فوت کردن در دهان و چشم نیست. این مقاله کاملا بر اساس تحقیقات علمی و فیزیک استوار است.

کمی در پایین به اهمیت انرژی از دید گاه علم فیزیک می پردازم . تا با انرژی بهتر آشنا بشویم.

دنیای اطراف ما از ماده و انرژی ساخته شده است ؟ 

انرژی با فرکانس سنجیده می شود . هرچه فرکانس یک انرژی بالاتر باشد قوی تر است

آیا انرژی نوع منفی و مثبت دارد؟ !! خیلی ها به اشتباه انرژی را منفی یا مثبت می نامند. انرژی وجود دارد و عامل حرکت و نیرو است.

هر چقدر مقدار انرژی در انسان بیشتر باشد. وی را فعال تر قوی تر می کند

این تصورات و دریافتهای ذهنی و احساسی ما است که انرژی را منفی و مثبت می کند. نقش و تصورات ذهنی و احساسی  شخص در رابطه با کسب انرژی اهمیت  ویژه دارد.

تعریف فیزیک در این مورد:

ماده از چه ساخته شده است ؟ از ملکول

ملکول از چه ساخته شده است ؟ از اتم

اتم از چه ؟ از پروتون و الکترون و نوترون . الکترون که جرم ندارد و در حقیقت فقط انرژی است . پروتون تمام جرم اتم را در بر دارد . و اما پروتون از چه ساخته شده است

در کتاب استفان هاوکینگ آمده است : " تقریبا بیست سال پیش چنین فکر می شد که پروتونها و نوترونها ذراتی بنیادین هستند ولی آزمایشهای که در آنها پروتونها با سرعتهای زیادی به پروتونها یا الکترونهای دیگر برخورد می کردند نشان دادند که آنها در واقع از ذرات کوچکتری تشکیل یافته اند و آنها کوارک هستند . "

و اما آخرین سوال کوارک ها از چه ساخته شده اند ؟ جواب سوال را خود استفان هاوکینگ به ما داده است می دانیم که استفان هاوکینگ بزرگترین دانشمند زنده قرن است . او می گوید کوارک ها از انرژی ساخته شده اند

اکنون انرژی به آنچه را که در سالهای پیش ناشناخته خوانده میشد، پاسخ داده است.

کاری که یک مرتاض انجام می دهد بالا بردن ارتعاشات بدن و ذهن است . به خاطر همین اجسام مختلفی را بدون درد و خونریزی وارد بدن می کند زیرا ارتعاشات خود را بالا برده است و بدن تبدیل به یک ماده با انرژی بسیار بالا شده است و بنابراین عکس العمل ها و رفتار متفاوتی را از خود نشان می دهد. بنابراین داشتن انرژی لازم، موجب میشود که از توانایی و ظرفیت بالایی برخوردارباشیم. 

تا زمانی که فکر می کنیم ، انرژی را باید از شخص دیگری کسب کنیم  ،دچار مشکل میشوم. زیرا انرژی در هر انسان دیگر محدود و پایان پذیر است. برای کسب انرژی از دیگران، مجبور میشوم که از دو شیوه  استفاده کنیم که در هر دو حالت آن وابسته به دیگران هستیم.  راه اول اینکه باید بهترین، با هوش ترین مهربانترین و زیبا ترین باشیم تا با جلب توجه دیگران انرژی کسب نماییم. راه دوم این است که، سعی نماییم با رفتارهای منفی مانند آه ناله کردن، نق زدن و یا بد گویی کردن و ....توجه دیگران را جلب کنیم. بعنوان مثال کو دکان در ابتدا یاد میگیرند که با رفتار های منفی توجه والدین را جلب کنند. زمانی که کودکی زمین میخورد اولین موضوع برایش جلب توجه والدین است ، حتی اگر هیج اتفاقی هم برایش نیفتاده باشد . کودکان همیشه بعد از اتفاقات حواصش شان به والدین است که چه واکنشی نشان میدهند. اگر این واکنش دلسوزانه و کاملا عاطفی باشد ، کودک شدت اتفاق را زیاد میکند و شروع می کند به جیق و گریه تا از طرف والدین توجه لازم را بگیرد. دست  و یا صورت اش را جلو میاورد تا مادر و یا پدر ببوسد ... و ... از این کار انرژی کسب می کند و به بازی خود ادامه می دهد ولی انرژی را از والدین کم می کند.  هر کودکی در اوایل زندگی خود فورا این را فرا می گیرد. والدین می توانند واکنش دیگری داشته باشند ، مثلا سر کودک داد بزنند وی را مقصر بدانند و سرزنش کنند. در این صورت انرژی ای را از دست نمی دهند. این مهم است که به کودک توجه شود و به او انرژیداده شود. حتی با هزینه از دست دادن انرژی خود. ولی توصیه های لازم انجام داده شود. تا کودک  برای  کسب انرژی وابسته به والدین نباشد.

کودکان به سرعت یاد می گیرند که کدام رفتار می تواند بیشترین توجه وانرژي را به سویشان جلب کند.

اما وقتی که  بزرگسال می شویم وبا دیگران آشنا می شویم، چیزهای  جالبی اتفاق میفتاد. وقتی که با شخصی آشنا میشویم و بعد به او علاقه پیدا میکنیم ، انرژی زیادی را به رایگان دریافت می کنیم  و تقدیم مینماییم. طرف مقابل، به  طور رایگان، انرژی فراوانی را به ما می بخشد. ما حتی بدون اینکه آنرا تقاضا کنیم یا اینکه وی از ما تقاضا کرده باشد، لازم نیست که برای دریافت و یا ارایه انرژی تاکتیکی را اتخاذ کنیم.!  آزاد و رها می شویم. عشق می ورزیم و عشق ورزیده میشویم. پرواز می کنیم به نهایت لذت می رسیم، همه چیز خوب و رنگی می شود، احساس ویژه داریم خود را خوشبخت ترین فرد دنیا می دانیم، زندگی ساده و راحت میشود ، دم را غنیمت می دانیم. اینها  همه خود به خود اتفاق می افتد، احساس دوست داشتن عجیبی به ما دست می دهد، همه  کس و همه چیز را دوست داریم . همه چیز زیبا میشود. ! آسیب  پذیری ما کم می شود کسی نمی تواند به ما اسیب برساند.  همه اینها ناشی از انرژی است که به یکدیگر به رایگان می بخشیم بدون هیچ توقعی. ولی می دانیم که انرژی محدود است بالاخره تمام میشود. ارایه انرژی رایگان از هر دو طرف به تناسب موقعییت و  درک عمق رابطه کمتر میشود. اشکال از همینجا است ، زیرا طرفین به زندگی عادی خویش برمیگردند، انرژی باید جای دیگر صرف شود ، محل کار ، مدرسه ، دانشگاه و یا خانه داری.

بنابر این برای کسب انرژی بهتر است آنرا از جای دیگر در یافت نماییم. نه از شخص دیگری بلکه انرژی را باید از منبع انرژی در یافت کرد.

بنابر این  در این صورت به کسی که علاقه مند هستیم کمتر انرژی می دهیم و یا انرژی در یافت می کنیم. از یک طرف به این نوع دریافت انرژی عادت کردیم و از طرف دیگر امکان ارایه انرژی به اندازه اول آشنایی  برای طرفین وجود ندارد. حد اقل دیگر بصورت رایگان امکان پذیر نیست. مقدار دریافت انرژی بصورت آزار دهنده ای کم می شود. حال که منبع این مقدار انرژی آزاد از بین رفته است، باید انرژی را از یک جای دیگر کسب کنیم ولی مکانیسم بدن ما عادت کرده که انرژی رایگان بگیرد . ناگهان کودک درون به ما غالب میشود. لجوج میشویم با رفتار های منفی به توجه احتیاج داریم تا انرژی بگبریم . بد رفتار بهانه گیر میشویم . می گویم ببین کسی قدر مرا نمی داند ، پاسخ همه خوبیها چی شد. دیگر مرا دوست نداری. یا مثل قبل نیستی.  مثل کودکی که با رفتار های منفی توجه والدین به خود جلب می کندف میشویم. غافل از اینکه ، ما دیگر بچه نیستیم . از یکدیگر انتظار داریم که شرایط را درک کنیم ، و بفهمیم که بخشیدن انرژی رایگان دیگر امکان ندارد. بنا براین لازم است که به این شرایط آگاه باشیم از جای دیگر انرژی را در یافت کنیم نه از شخص دیگر. بهتر است که فقط انرژی هایی را که از جاه های دیگر کسب می کنیم با همدیگر لذت ببریم. و لازم هم نیست که طرفین نقش قربانی را بازی کنند.

برای کسب انرژی از یکدیگر، تاکتیک، سکوت کردن،اجتناب با برقراری ارتباط، صحبت نکردن یا نشان ندادن عکس العمل نسبت به طرف مقابل را اتخاذ نکنیم.  تا طرف دوباره با شما ارتباط برقرار کند این کار باعث میشود که تمام انرژی او به شما داده شود ، اما به قیمت از دست دادن همه انرژی اش که هیچ تمایل و انرژی دیگر ندارد با شما باشد و لذت ببرد. دوباره با بد اخلاقی و بی توجه ای انرژی ایی را که مجبور شده به شما بدهد، طلب کند تا جایی که این بازی باعث اتلاف نیرو میشود و طرفین به ستوه میایند و یا به سرسام می رسند . در نهایت هر دو طرف بازنده این بازی میشوند.


 نتیجه چرا ما کسانی را که دوستشان داریم آزار می دهیم. دلیل نخست این است کسب انرژی از کسانی که دوستشان داریم راحت تر است.  چرا که آنها انرژی را به صورت رایگان در اختیار ما قرار می دهند. ما عزیزان خود را اذیت می کنیم زیرا آنها در آغاز به صورت رایگان به ما عشق ورزیدند،انرژی و توجه دادند. فکر می کنیم هنوز هم استحقاق گرفتن انرژی آنها به طور رایگان را داریم. دلیل دوم ما برای آزار دادن آنها این است که احساس راحتی می کنیم. آنها همیشه در اطراف ما هستند، انرژی آنها همیشه در دسترس است بنابراین، هر زمان که دچار کمبود انرژی می شویم، سعی می کنیم انرژی آنها را به بدوزدیم و با این کار آنها را اذیت کنیم . با آنها قهر می کنیم، سرشان داد می زنیم، بی دلیل مقصرشان می دانیم. بهانه جویی می کنیم و یا بی توجه ای آنها را ازخود می رنجانیم...... 

باید آگاه باشیم که سرقت انرژی از کسانی که دوستشان داریم، اگر چه آسان است ولی باید بدانیم که آنها را آزار می دهیم.

برای جلو گیر از آزار و اذیت آنانی را که دوستشان داریم ، باید خودمان را همیشه سرشار از انرژی کنیم تا مجبور نباشم انرژی را از آنان بدزدیم و موجب آزار شان بشویم.

راحت ترین راه کسب انرژی از منابع انرژی ، فکر کردن به زیباییها ، مثبت بودن و با تصور اینکه خوشبخت هستیم  رضایت از چیزهایی که داریم، آدم مثبتی هستیم. راه رفتن در طبیعت. ورزش کردن . خود را شاد کنیم نه اینکه بخواهیم دیگران را شاد نماییم . شادی خود را به دیگران هدیه کنیم. از درون خود را قوی کنیم. کتاب بخوانیم و بنویسم. بچه ها را دوست داشته باشم. بنا بر این انرژی را از دیگران بسرقت نبریم و یا گدایی نکنیم. منابع انرژی، نگاه کردن به زیباییهای طبیعت، مثبت فکر کردن ، ابراز  احساس به کسانی را که دوستشان داریم  و تلاشهای  بدنی است.

ماه آپریل 2017 هلند

سام ویشکا

[email protected]

www.wishka.net